توبه زناکار
-اگر شخصی که زن باشد زنا کند چه می شود آیا او از جهنمی است و عذاب سختی خواهد داشت و اگر توبه کند آیاتوبه ی آن قبول است یا خیر؟
اگر یک دختر جوان با یک پسر جوان غریبه نزدیکی کرده باشد و بخواهد توبه کند آیا بخشیده می شود؟
پرسش:
بنده حدود 5 يا 6 باري زنا با زن شوهر دار كرده ام. چند باري خواستم خودم اين را در دادگاه گفته و حكم را بدانم . حكم من چيست. آيا بايد خود را به دادگاه معرفي كنم يا نه. هر چند كه من از اين عمل خود پشيمان هستم اما به علت شرايط باز بعضي وقت ها وسوسه مي شوم كه آن را دوباره تكرار كنم و به علت شرايط زندگي به هيچ وجه قادر به ازدواج نيستم تا از اين بلا دست بكشم خواهش مي كنم كه مرا راهنمايي كنيد.البته در جريان اين رابطه حدود 80 درصد من مقصر بودم و 20 درصد طرف مقابل . البته گفته باشم كه داداشم هم زنده است.
پاسخ:
كسي كه زن ندارد و با زن شوهردار زنا كند و بداند اين عمل حرام است، چنانچه نزد حاكم ثابت شود حد او تازيانه خوردن است و معرفي خود به دادگاه و اقرار بر اين كار لازم نيست ولي بر او واجب است از اين عمل زشت توبه نمايد و دوباره به سراغ آن نرود.
هر چند مرتكب گناه بزرگي شده ايد ولي اگر توبه كنيد و واقعا به فكر چنين اعمال زشت و ناپسندي نباشيد خداوند متعال نيز بخشنده و مهربان است و از آنجا كه غريزه جنسي يك نيروي شيطاني قوي اي است و هر لحظه در پي به انحراف كشاندن فرد را به دنبال مي تواند داشته باشد ، در اولين فرصت ممكن ، شرايط و امكانات ازدواج را مهيا كنيد و اگر خداي ناكرده خانواده محترمتان به گونه اي خبردار شوند باعث فروپاشي نظام خانواده شما و آبروريزي مي شود .پس اگر تاكنون خداوند آبروي شما را حفظ كرده از خداوند متعال عملا سپاسگزاري و تشكر كنيد و به اين وضعيت ادامه ندهيد و به شكل صحيح و عقلاني و شرعي ، غريزه جنسي خود را ارضا كنيد. كه هم رضايت خداوند را به دنبال دارد و هم رضايت خانواده ، پدر و مادر و خانواده محترمتان و اجازه ندهيد حيثيت و جايگاه اجتماعي خانواده تان اينگونه از بين برود. بدانيد كه اگر توبه كنيد توفيقات خداوند نيز شامل حالتان خواهد شد. پس اگر بخاطر حفظ آبرو و حيثيت خانوادگي تان هم كه شده این کار را ترک کنید و مطمئن باشيد خداوند كمك مي كند و از آنجا كه در گذشته دچار چنين لغزشي شده ايد احتمال لغزش در آينده براي شما بيشتر است. پس جلوي سقوط در پرتگاه هلاكت را همين امروز بگيريد كه فردا دير است و من نيز اميدوارم كه با اراده اي محكم و عزمي راسخ همانطور كه از نامه تان نمايان است و واقعا پشيمان شده ايد خواهيد توانست موفق شويد ما نيز دعاگوي شما هستيم.
نكات زير را رعايت كنيد:
1. هرگز بر خود اجازه ندهيد با وي در خانه يا اتاقي خلوت كنيد.
2. فكر گناه و خطا را از ذهنتان دور كنيد و درباره وي نيانديشيد.
3. هرگز با او گفتگو نكنيد.
4. هرگز به او نگاه نكنيد.
5. به گناه و معصيت بودن اين عمل بيشتر بيانديشيد.
6. هر روز آياتي از قرآن را بخوانيد و درباره عذاب شديد الهي بينديشيد.
7. هر گاه با وي روبرو شديد بلافاصله صحنه را ترك كنيد.
پرس وجو
---------------------------------------------------------------------------
پرسش:
دلايل نفي زنا در اسلام چه بوده است؟جوابي كه من به آن رسيده ام 1. مسئله غيرت پدر و برادر و شوهر 2. نامشخص بودن پدر واقعي فرزند 3. محكم ماندن روابط زن و شوهر و تحكيم خانواده
اگر فرض كنيم خانواده ي يك فرد او را در اين امور آزاد بگذارند (همان طور كه در بسياري از كشورهاي اروپايي و... رواج دارد )و فرزندي به دنيا نيايد. حال با وجود حكم صيغه موقت در اسلام كه تنها شرط آن رضايت پدر دختر آن هم در موقعيت خاص است چه فرقي بين اين دو مورد وجود خواهد داشت ؟با وجود ازدواج موقت چه اميدي به محكم ماندن روابط زن و شوهر خواهد بود؟تفاوت زن كرايه اي در اروپا با زنان خياباني در ايران چيست؟
پاسخ:
نخست بايد اندكي به موضوع زنا بپردازيم تا افق بحث روشنتر گردد. در دلايل نفي زنا در اسلام ميتوان به مواردي اضافه بر آنچه كه شما بيان نموديد چون قطع نسلها، از ميان رفتن عفت و پاكدامني، دوستيها و عواطف، متزلزل شدن نهاد اجتماعي خانواده، تأثيرات شديد سوء جنسي بر بهداشت، رواني و بهداشت جسمي، و بروز بيماريهاي لاعلاجي همانند HIV ، كه همگي از آثار زيانبار آميزشهاي اشتراكي است، اشاره نمود. ليكن تمام سخن نبايد در اين موضوع خلاصه گردد كه به كدامين دليل شريعت اسلام زنا را ممنوع اعلام كرده است زيرا موضوع حرمت و ممنوعيت زنا تقريباً در تمامي اديان، ملل و اقوام از دير باز ممنوع و مورد نكوهش بوده است. (البحر الرائق، ابن نجيم مصري، ج 5، ص 7؛ المبسوط، سرخسي، ج 24، ص 32.)
به طوري كه برخي از دانشمندان نامي همانند ابوبكر كاشاني ممنوعيت زنا را يك فرايند عقلي دانسته است (بدايع الصنايع، ج 7، ص 177.) گر چه در زمان جاهليت زنا را بر دو قسم آشكار و پنهان تقسيم نموده، و نوع آشكار آن را ممنوع ميدانستند بر خلاف زناي پنهاني (المجموع، محي الدين نووي، ج 20، ص 4.). و حتي سازمان بهداشت جهاني بيماريهاي آميزشي STD يكي از شايعترين بيماريهاي جهان برشمرده كه در بسياري از كشورها امر دستيابي به سلامتي را دچار وقفه جدي نموده و عوارض اجتماعي و اقتصادي فراواني در بر داشته است.(كنترل بيماري مبتلا به بيماريهاي آميزشي، سازمان بهداشت جهاني 1991، سري گزارشهاي تكنيكي، شماره 180.)
استيس Stisse در بررسي فلسفه هگل (كه يك فلسفه انساني نام گرفته) مينويسد:
«زناشويي اصلاً پيوندي اخلاقي و به خودي خود غايتي مطلق است زناشويي را نبايد صرفاً تدبيري براي لذت يا مصلحت فردي و ملاحظاتي ديگر از اين گونه دانست. زناشويي در طبع ذاتي و اصلي خود وحدتي اخلاقي است و ارضاي غريزه جنسي فرع بر آن است.... زناشويي به عنوان يكي از تأسيسات اخلاقي، تجسم كلي است و به پاس اين، بر تمايلات و آرزوها و هوسهاي فردي رجحان دارد».(فلسفه هگل، ج 3، فصل سوم، اخلاق اجتماعي، ص 571.)
و حتي گفته ميشود در باب ديه و كيفر فعل زنا در دين يهود نيز مقرراتي اين چنين بيان گرديده بود: «اگر شخصي مجرد با يك فرد مؤنث زنا كند بايد پنجاه مثقال نقره بپردازد و با او ازدواج كند. و اگر فردي با دختر قسيس (روحاني) زنا كند بايد به موجب قانون يهودي به كمتر از ديه كيفر شود و دختر آتش زده شود.»(كتاب مقدس يهود، بخش 22، ص 28 و 29.)
گذشته از اين كه اقوام و ملل ديگر حتي پادشاهان مصري و نيز بابليان، آشوريان و پارس قديم و هنديها هم زنا را ممنوع دانسته و مرتكبين آن را كيفر ميكردهاند.(تاريخ تمدن، ويل دورانت، ج 13، ص 491.) حتي در كشورهاي پيشرفته صنعتي و اروپايي نيز همواره روسپيها (adultress) از اعتباري اجتماعي برخوردار نيستند و همواره محافل مذهبي و كشيشان يا كليسا مخالفت خود را با چنين اعمالي بيان داشته است. مگر پس از قرن هفدهم ميلادي و پس از دوره رنسانس (renaissance)، كه در عمل كليسا از صحنه اجتماع كنار گذاشته شد.
تا اين جا آنچه را آوردهايم اشارهاي بود گذرا در باب حرمت زنا از گذشتههاي بسيار دور تا كنون.
و اما با عنايت به موضوع فوق، در پاسخ به اين بخش از پرسش شما - كه تفاوت ميان ازدواج موقت مأذون به اذن پدر، با خانوادههاي اروپايي كه فرزندانشان را در امور زناشويي آزاد ميگذارند چيست، بايد بگوييم: كه بسياري از عقود در جوامع بشري جزو امور اعتباري اند نه امور حقيقي. چه اين امور اعتباري از سوي حضرت حق (جل و علي) وضع گرديده باشند چه از سوي كارگزاران حكومتي و يا قانونگزاران، همانند حصول طهارت در انجام وضو در شريعت اسلام، زيرا چنين طهارتي (گر چه ثمراتي معنوي و اخروي بر آن مرتكب باشد) چون از سوي شارع مقدس بيان گرديده، معتبر است. و اين امور نيز از آن رو اعتباري اند كه چنانچه خداوند سبحان اراده ميفرموده ميتوانست همه به لحاظ شكلي و هم به لحاظ ماهوي به گونهاي ديگر و با آثاري ديگر آن را تشريع نمايد. بنابر اين عقد نكاح نيز جزوي از اين امور اعتباري اند. يعني شارع مقدس ميتوانست بدون امر به اظهار كلماتي كه دال بر علقه زوجيت ميان زوج و زوجه دارد، زوجيت ميان آن دو را معتبر شمارد. همان گونه كه ميتوانست با كلماتي ديگر (غير از آنچه كه امروزه در شريعت معمول است) اين علقه زوجيت را معتبر بدارد. به عبارت ديگر ميتوان گفت كه «زنا» ارتباطي است بين زن و مرد بيگانه بدون اعتبار علقه زوجيت مشروع؛ و متقابلاً «ازدواج» ارتباط زناشويي است با اعتبار علقه زوجيت مشروع. از اين رو تفاوتي ميان زوجين در عقد نكاح به امر شارع مقدس و زوجين در نكاح، با نهي شارع مقدس، وجود ندارد، مگر رعايت نشدن امر اعتباري اظهار عقد نكاح، در نكاح با نهي شارع مقدس. البته همانطور كه در فلسفه حقوق اسلامي تبيين گرديده است اين قوانين و مقررات اعتباري صرف نيستند بلكه مبتني بر يك سري مصالح و مفاسد واقعي هستند، يعني به دليل آثار و نتايج مفيد يا زيان بار رفتارها و كارها اين اعتبارات تشريع ميگردد و چون در اعتبار مشروع شرايطي ملحوظ نظر شارع مقدس قرار گرفته است (همانند نداشتن شوهر، مراعات كردن عده و جز اينها) پس در زنا آثار سويي بر فرد و جامعه يا خانواده مترتب ميگردد كه حكمت باري تعالي باوضع شرايطي ويژه چنين آثار سويي را (كه در مقدمه بدان اشاره كردهايم) دفع و آن را ممنوع نموده است. بنابراين قطعاً اگر كسي بخواهد به امر شريعت گردن نهد نميتواند هر فرد مؤنثي را با وجود هر شرايطي، به زوجيت برگزيند نتيجتاً آن آسيبهاي روحي، جسمي و اجتماعي ياد شده دامنگير آنان نخواهد شد.
نكته ديگر اين كه گمان ميرود شما در پرسش هايتان خلط كردهايد زيرا (محكم ماندن روابط زن و شوهر) را كه جزو يكي از علل نفي زنا در شريعت اسلام آوردهايد فقط در تقابل با ازدواج موقت مفروض دانستهايد در صورتي كه زنا بر دو گونه است: محصنه و غير محصنه. و اين موارد در تقابل و يا حتي در ارتباط با ازدواج موقت نيست.
به هر صورت، در باب پاسخ به اين پرسش، كه با وجود ازدواج موقت چه استحكامي در بنيان خانواده برقرار خواهد ماند بايد گفت كه دو نوع پاسخ به اين پرسش متصور است پاسخ نقضي و پاسخ حلي.
پاسخ نقضي اين است كه چنانچه بنيان خانواده با ازدواج موقت مستحكم نماند، به طريق اولي با ازدواج دائم ديگر نيز، مستحكم نخواهد ماند. در ازدواج دائم دوم چه پاسخي ميدهيم، همان پاسخ را در ازدواج موقت نيز ميدهيم. يعني في الواقع پاسخ به آن پرسش، عيناً پاسخ به اين پرسش است مگر اين كه مدعي گرديد ازدواج دائم دوم نيز خود زير سؤال است. البته هر كدام در جايگاه خود نيكوست و به تصريح شارع مقدس اصل اوليه نيز ازدواج دائم است.
ديگر اين كه چگونه در مجامعي كه قوانين ديني مراعات نميگردد. بنيان خانواده سست نخواهد شد ليكن اگر با شرايطي از سوي شريعت انجام پذيرد نقض استحكام بنيان خانواده ميگردد. پاسخ در آنجا، پاسخ در اين جا است.
و اما پاسخ حلي اش اين است كه استحكام خانواده، تمام علت نهي و نفي زنا در اسلام نبوده تا بدين جهت بنيان خانواده متزلزل گردد. بلكه زنا مفاسد ديگري نيز داشته است كه آنها نيز عامل حرمت آن بودهاند وانگهي برهاني بر تزلزل بنيان خانواده با وجود ازدواج موقت، وجود ندارد و بر عكس چنانچه چنين ازدواج هايي به گونهاي قانونمند در جوامع بشري انجام پذيرند جلوي بسياري از فسادهاي اجتماعي (كه با كمال تأسف آثار زيان باري را تا كنون از خود برجاي گذاشته) خواهد گرفت و هرگز شاهد فحشا و تولد زنازادگان بي شمار و آمار رو به افزايش طلاق نخواهيم بود. البته قبول داريم كه گاهي از اين قانون سوء استفاده ميشود و از اين مجري بنيادهاي خانواده احياناً در معرض آسيب قرار ميگيرد كه بايد گفت از هر وسيله خوبي ممكن است سوء استفاده شود ولي راه علاج، نفي آن وسيله نيست بلكه بينش مكانيسمي جهت جلوگيري از سوءاستفاده است. و اما در پاسخ به پرسش آخرتان در مورد تفاوت زنان كرايهاي در اروپا و زنان خياباني در ايران ميتوان گفت كه هيچ تفاوتي ميان اين دو وجود ندارد بلكه هر دو غير مشروع، آسيب رسان و در هم شكننده نهادهاي اجتماعي خانواده است مگر اين كه شرايط و مقررات شريعت در آنها مراعات گردد.
پرس وجو
-----------------------------------------------------
فلسفه حرمت زنا( رابطه نامشروع)
امام رضا(ع) درباره حکمت تحریم زنا می فرماید:«حکمت حرام بودن زنا آن است که این کار سبب درگیری و کشته شدن افراد می شود،(سقط جنین و قتل نوزاد) و نیز باعث نامشخص شدن نسب و ترک تربیت اطفال می شود و به علاوه در ارث بردن فساد ایجاد می کند،(زیرا وقتی پدر فرزند معلوم نبود، اموال به جامانده از طرف میت به ناحق تقسیم می شود) و امثال این مفاسد.(که در اثر روابط نامشروع به وجود می آید).»(علل الشرایع ج ٢ باب ٢٣٠ ص ١٩٣)این حدیث شریف گویای حکمت های موجود در حرمت روابط نامشروع می باشد. قرآن کریم می فرماید: ولا تقربو الزنا انه کان فاحشه وساء سبیلا (اسراء/٣٢) « به زنا نزدیک نشوید که کار زشت و راه بدی است». این آیه شریفه نه تنها از زنا نهی کرده است بلکه فرموده، نزدیکش هم نشوید.زیرااین عمل فاحشه است، زشتی آن صفت لاینفک و جدایی ناپذیر آن است، به طوری که در هیچ فرضی از آن جدا نمی شود.
با تعلیل «ساء سبیلا» می فهماند که این روش، روش زشتی است که به فساد جامعه، آن هم در همه شئون اجتماع منجر می شود و به طور کلی نظام اجتماع را مختل وانسانیت را به نابودی، تهدید می کند ونیز این عمل زشت موجب برهم زدن انساب و رشته خانوادگی است و با گسترش زنا دیگر جایی برای احکام نکاح و ارث باقی نمی ماند.(المیزان،ج١٣ص١٢٣)و در پایان حدیث، امام رضا(ع) با بیان « ما اشبه ذلک من وجوه الفساد» می خواهند تمام جنبه های فساد این عمل را گوشزد کنند از آن جمله این که، این عمل باعث اشاعه انواع بیماری های جسمی و روانی است. از جمله این بیماری ها ایدز می باشد که در طول این سال ها قربانی های زیادی را گرفته است و تا به امروز داروی موثری برای درمان آن کشف نشده است و تنها راه درمان اساسی این بیماری پیش گیری است که یکی از عوامل موثر پیش گیری قطع روابط نامشروع و پایبند بودن به اصول اخلاقی و دینی می باشد.( ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ، پیشین، ص ٥١٦)
توبه تارک روزه
-من سالهای گذشته را روزه نگرفته ام یعنی گاهی می گرفتم و گاهی نمی گرفتم ولی امسال توبه کردم که بعد از این روزه را بگیرم آیا باید قضای سال های گذشته را انجام دهم؟
پرسش:
خوردن روزه به طور عمدي چه عواقب و گناهي را در پيش دارد؟
پاسخ:
از آنجا كه روزه در ماه رمضان يكي از واجبات به شمار ميآيد چنان كه قرآن كريم ميفرمايد: "يَـََّأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَي الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون"(بقره،183) اي افرادي كه ايمان آوردهايد! روزه بر شما نوشته شده، همان گونه كه بر كساني كه قبل از شما بودند نوشته شد; تا پرهيزكار شويد".
بنابراين، اگر كسي بدون عذر واجب الهي را ترك كند مرتكب گناه شده و در نتيجه عذاب خداوند را در پي خواهد داشت.
حضرت امام صادقدربارة مردي كه يك روز از روزه ماه مبارك رمضان را به طور عمدي و بدون عذر افطار كرده بود فرمود: يا بايد بندهاي را آزاد كند، يا دو ماه متوالي را روزه بگيرد و يا شصت مسكين را اطعام دهد و اگر قادر به انجام اينها نبود، به هر مقدار كه ميتواند صدقه بدهد."(وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، ج 10، ص 44، مؤسسه آلالبيت، قم.) پيامبر گراميميفرمايد: "الصوم جنة من النار; روزه سپري در برابر آتش دوزخ است".(الكافي، محمدبن يعقوب كليني، ج 4، ص 62، دارالكتب الاسلاميه، تهران.)
روزه شياطين را از انسان دور ميكند; حضرت علياز پيامبر اكرمپرسيدند: چه كنيم كه شيطان از ما دور شود؟ فرمود: الصوم يسود وجهه...; روزه، روي شيطان را سياه ميكند..."(الكافي، محمدبن يعقوب كليني، ج 4، ص 62، دارالكتب الاسلاميه، تهران.).
همچنين روزه باعث اخلاص ميشود; حضرت عليميفرمايد: "والصيام ابتلاء لاخلاص الخلق; و روزه روح اخلاص را در مردم پرورش ميدهد".(بحارالانوار، علامه مجلسي(ره)، ج 6، ص 110، مؤسسه الوفأ، بيروت.)
بنابراين، اگر كسي به طور عمدي روزه ماه مبارك رمضان را ترك كند، دچار آتش سوزان شده و گرفتار شياطين ميشود.
حضرت امام صادقميفرمايد: "هركس يك روز از ماه رمضان ]بدون عذر[ روزه خود را بخورد، ايمان از او كنار ميرود". حضرت موسيبن جعفر7 ميفرمايد: "در ماه رمضان شخصي را به حضور حضرت اميرمؤمنانآوردند كه بدون عذر روزه خود را افطار كرده بود، حضرت سي و نه تازيانه به خاطر هتك حرمت ماه رمضان به وي زد".(ر. ك: الكافي، همان، ج 2، ص 278.)
البته بر اساس نظر مراجع و مجتهدان در علم فقه اگر كسي عمداً و بدون هيچ عذري، روزة واجب ماه رمضان خود را افطار كند بايد كفاره بدهد، به اين صورت يا براي هر روز بندهاي را آزاد كند و يا به جاي هر روز دو ماه روزة قضا بجا بياورد و يا آن كه در برابر هر روز، روزة قضا شده، 60 فقير را سير كند، يا به هر كدام يك مُد كه تقريباً ده سير است طعام يعني گندم يا جو و مانند اينها بدهد و چنان چه اينها برايش ممكن نباشد، هرچند مد كه ميتواند به فقرا طعام بدهد و اگر نتواند طعام بدهد بايد استغفار كند، اگرچه مثلاً يك مرتبه بگويد "استغفر اللّه" و احتياط واجب در فرض اخير آن است كه هر وقت بتواند كفاره را بدهد".(ر. ك: توضيح المسائل مراجع، سيد محمدحسن بني هاشمي خميني (ره)، ج 1، ص 964، مسأله 1660، فتاواي امام خميني(ره)، انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم.)
پرس وجو
-----------------------------------------------------------------------------
توبه بی سواد
-کسی که بی سواد است و گناهی را انجام می دهد باید او چگونه توبه کند؟
توبه فحاش
44-اگر ما تا ا ین سن رسیده ایم به زن و د ختر مردم که با نامحرم هستند فحش بدهیم آیا می شود دوباره توبه کنیم؟
پرسش:
درباره نزدن حرف زشت دليل بيآوريد.
پاسخ:
درباره فحّاشي و بد زباني رواياتي آمده است. پيامبر اكرم(ص) فرمود: "دشنام دادن به مؤمن مانند نزديك شدن به هلاكت است".(1) و باز فرمود: "دشنام دادن به مؤمن، فسق است و جنگيدن با او كفر است و خوردن گوشتش يعني غيبت كردن گناه است و احترام مالش مانند احترام خونش ميباشد".
امام باقر(ع) فرمود: "هر كس روبه روي مؤمني به او اهانت كند، به بدترين مردنها خواهد مرد".(2)
پاورقي1 .گناهان كبيره، ج 2، ص 295 به بعد.
(پاورقي2 همان.)
-------------------------------------------------------------------------
با گناهان کبیره می شود توبه کرد؟
بالای فرم
فرق گناهان کبیره و صغیره در چیست؟ آیا هر دو با توبه بخشیده می شود؟
در پاسخ توجه به چند نکتة اساسی ضروری به نظر می رسد:
1ـ گناه به معنی خلاف است و در اسلام هر کاری که بر خلاف فرمان خدا باشد، گناه است، مخالفت امر خدا، هر اندازه کوچک باشد، چون در پیشگاه عظمت الهی واقع می شود، بزرگ است. صغیر شمردن شدن آن ها نسبت به گناهان دیگری است که کبیره دانسته شده اند. از این منظر که گناه نافرمانی حق تعالی است، نمی توان هیچ گناهی را کوچک شمرد، چه این که کوچک شمردن گناه، از گناهان کبیره است (که در صورت عدم توبه) بخشیده نمی شود.(1)
از پیامبر اکرم(ص) روایت شده که «به کوچکی گناه منگرید، بلکه به بزرگی کسی بنگرید که نسبت به او گستاخی کرده اید».(2)
2ـ علمای اسلام با استفاده از آیات و روایات، گناهان را در مقایسة با خود آن ها و آثار و نتایج آن، به دو دسته صغیره و کبیره تقسیم کرده اند. این که ملاک و معیار در شناخت گناه صغیره از کبیره چیست، میان علما اختلاف نظر وجود دارد. امور زیر را به عنوان ملاک گناه کبیره ذکر کرده اند:
الف) هر گناهی که در قرآن بر آن وعدة عذاب داده شده است.
ب) هر گناهی که در اسلام برای آن «حدّ» تعیین شده است، مثل شرابخواری، زنا و ... .
پ) هر گناهی که بیانگر بی اعتنایی و بی حرمتی به دین و مقدّسات دینی است.
ت) هر گناهی که از طرف شرع مقدّس، با شدت و تهدید از آن نهی شده باشد.
ث) هر گناهی که در قرآن یا سنّت پیامبر اکرم و ائمه اطهار(ع) به کبیره بودن آن تصریح شده است.
3ـ در روایات، شمار گناهان کبیره متفاوت ذکر شده است. در بعضی روایات هفت گناه و در برخی نوزده گناه.
همین طور علمای اسلام آن را هفت و برخی ده و برخی بیست و بعضی سی و چهار و بعضی چهل و برخی بیشتر ذکر کرده اند. از مجموعة روایات و کلمات بزرگان دین می توان فهمید آن چه ذکر شده، به عنوان نمونه ها و مصادیقی از گناهان کبیره است.
جهت آگاهی بیشتر به کتاب «گناه شناسی» اثر استاد محسن قرائتی که توسط آقای محمد محمدی اشتهاردی تنظیم و نگارش یافته، یا کتاب کیفر گناه و آثار و عواقب خطرناک آن «تألیف سید هاشم رسول محلاتی و کتاب گناهان کبیره» آیت الله دستغیب مراجعه شود.
امام خمینی گناهان زیر را به عنوان گناهان کبیره مطرح کرده است:
1ـ نومیدی از رحمت خدا 2ـ ایمنی از مکر الهی 3ـ دروغ بستن به خدا و پیامبر 4ـ قتل 5ـ عاق پدر و مادر 6ـ خوردن مال یتیم7ـ نسبت زنا دادن 8ـ فرار از جنگ و جهاد 9ـ قطع رحم 10ـ سحر و جادو 11ـ زنا 12ـ لواط 3ـ سرقت 14ـ قسم دروغ 15ـ کتمان شهادت 16ـ شهادت به ناحق دادن 17ـ عهد شکستن 18ـ بیش از ثلث وصیت کردن 19ـ شراب نوشیدن 20ـ ربا خوردن 21ـ برای کار حرام مزد گرفتن 21ـ قمار بازی 22ـ خوردن گوشت مردار و خوک و خون و میته 24ـ در وزن خیانت کردن 25ـ هجرت به جایی که انجام وظیفه دینی ممکن نیست 26ـ کمک به ظالم 27ـ اعتماد به ظالم 28ـ حبس حقوق مردم 29ـ دروغ 30ـ تکبّر 31ـ اسراف 32ـ خیانت به امانت 33ـ غیبت 34ـ سخن چینی 35ـ سرگرمی به لهو و لعب 36ـ سبک شمردن حج 37ـ ترک نماز 38ـ ندادن زکات 39ـ اصرار بر گناهان کوچک.(3)
از آیاتی استفاده می شود همة گناهان صغیره و کبیره با توبه بخشیده می شود: مثلاً می فرماید: بگو ای بندگان من که بر خود اسراف ستم و ستم کرده اید، از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است».(4)
آیه با کلمه «جمیعاً» تصریح دارد بر این که توبه عمومیت دارد و همة گناهان را شامل می شود.
در آیة دیگر آمده است: «هر کس از شما کار بدی از روی نادانی کند، سپس توبه و اصلاح نماید، مشمول رحمت خدا می شود که خدا آمرزنده و مهربان است».(5)
در این آیه هر گونه عمل سوء که تمام گناهان را فرا می گیرد، قابل توبه و بازگشت ذکر شده است.
در آیه دیگر همة مؤمنان را مخاطب قرار داده و می فرماید: «ای مؤمنان، همگی به سوی خدا باز گردید تا رستگار شوید».(6) واژة «جمیعاً» دلیل بر این است که هر گناهکاری دعوت به توبه شده است. اگر توبه دارای شمول و عموم نباشد، چنین دعوتی صحیح نیست.(7) پس صغیره یا کبیره بودن گناه تأثیری در قبولی یا عدم پذیرش توبه ندارد. ملاک، احراز شرایط توبه یعنی پشیمانی از گناه و عزم بر ترک آن و تدارک و جبران حق الله و حق الناس می باشد.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1.اصول کافی، ترجمه و شرح سید جواد مصطفوی، ج 3، ص 394.
2.بحارالانوار، ج 77، س 168.
3.تحریرالوسیله، ج 1، ص 274.
4.زمر (39) آیه 53.
5.انعام (6) آیه 54.
6.نور (24) آیه 31.
7.مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ج 1، ص 227
واحد پاسخ به سوالات دینی
-------------------------------------------------------------------------
-در صورتی که ما گناه کار باشیم ولی بخواهیم توبه کنیم ایا حق الناس هم بخشیده می شود؟
هر گناهي قابل توبه است و خداوند خود فرموده است : ((ان الله يغفر الذنوب جميعاا ; خداوند همه گناهان را مي آمرزد.
انساني كه حقي را از كسي ضايع كرده، بايد به يكي از صورتهاي زير جبران كند:
الف) اگر امر مالي بوده (مثل اين كه پولي را از كسي غصب كرده، يا سرقت نموده، يا در معامله كم فروشي كرده، يا پول زيادتري گرفته است):
1- در صورتي كه طرف را ميشناسد، رضايتش را حاصل كند.
2- اگر صاحبش را نميشناسد از طرف او به فقرا صدقه بدهد.
3- اگر صاحبش فوت كرده به ورثه او رجوع نمايد و از آنها رضايت بطلبد.
4- اگر فعلاً قدرت مالي ندارد، هر وقت قدرت مالي پيدا كرد در اولين فرصت حق مردم را بدهد.
5- اگر نتوانست، وصيت كند تا بعد از مرگش ورثه رضايت صاحب مال را جلب كنند (البته علاوه بر اين كار، توبه واقعي به درگاه خدا هم لازم است).
6- در صورتي كه به هيچ وجه امكان نداشت، اگر توبه واقعي نمايد، اميد است خداوند عالم او را ببخشد و طوري صاحب حق را راضي نمايد.
ب ) اما اگر حقي كه از ديگران ضايع كرده، جنبه عرضي داشته است (مثلاً غيبت كسي را كرده يا تهمت زده است) در صورت امكان بايد رضايت آن شخص را حاصل كند و اگر يقين به او موجب فساد مهمتري (مثل قتل يا زد و خورد واختلاف شديد و... ميشود) لازم نيست به او بگويد؛ بلكه بايد توبه واقعي كند و براي آن شخص طلب مغفرت نمايد.{J
-آیا شیطان می تواندتوبه کند؟
پرسش:
آيا شيطان راه برگشت و توبه دارد؟
پاسخ:
از چند جهت مي توان گفت: براي شيطان راه توبه و برگشت وجود ندارد.
1 - قرآن مجيد اعمالي را قابل توبه مي داند كه از روي ناداني انجام گيرد:
"انما التوبة علي الله للذين يعملون السوء بجهالة؛ پذيرش توبه بر خدا است نسبت به كساني كه از روي جهالت كار زشت انجام مي دهند".(1)
در جاي ديگر فرمود: "پروردگارتان رحمت بر بندگان را بر خود نوشته است كه هر كس از روي ناداني كار زشتي انجام دهد، سپس توبه نمايد و خود را اصلاح كند، او توبه پذير و مهربان است".(2)
منظور از جهالت، ندانستن نيست، بلكه عمل زشتي است كه از روي طغيانگري و عناد سر نزده باشد، بلكه از روي هوي و هوس انجام شده باشد. در روايتي از امام صادق (ع) نقل شده كه مقصود از جهالت ، گناهي است كه بندة خدا آن را انجام مي دهد كه گرچه از حكم آن آگاه مي باشد، ولي آن گاه كه تصميم مي گيرد عمل خلافي انجام مي دهد، در واقع جاهل است. آن گاه حضرت به آيه اي كه مربوط به حضرت يوسف (ع) است استدلال مي كند.(3) قرآن مجيد از يوسف ياد مي كند كه وي به برادرانش گفت: آيا به خاطر داريد ستمي كه بر يوسف و برادرش روا داشتيد، در حالي كه همگي نادان بوديد؟(4) ناداني به معناي ناآگاهي آنان از زشتي ظلم نبود، بلكه همگي آن را مي دانستند، ولي اين علم در بازداري آنان مؤثر نبود، گويي نسبت به زشتي كار خود به كلي ناآگاه بودند. خودخواهي و هوي و هوس مانند حسادت ميان آنان و زشتي عمل پردة ضخيمي پديد آورده بود.
بر اين اساس شيطان كه از روي طغيان و تمرد نافرماني خدا را كرد، راه توبه را روي خود بسته است.
شيطان از خدا مي خواهد به او مهلت دهد تا ديگران را گمراه كند، نه اين كه به جبران گذشته بپردازد. "از آيات قرآن استفاده مي شود كه شيطان بعد از انجام آن گناه و ايستادگي و لجاجت در برابر پروردگار سعادت و نجات خود را در جهان ديگر به كلي به خطر انداخت، بنابراين ، گناهان شيطان به حدي است كه قابليت توبه را از او سلب كرده و توبة او قابل پذيرش نيست و جايگاه ابدي او جهنم خواهد بود".(5)
2 - يكي از شرايط توبه، جبران گذشته و اصلاح آن است و اين امر براي شيطان قابل اجرا نيست، زيرا گناه او علاوه بر نافرماني خدا، گمراهي بسياري از مردم بوده است. كسي كه ديگري را گمراه كرده، اگر بخواهد توبه كند و توبه اش پذيرفته شود، بايد همه آن ها را هدايت نمايد. چگونه مي تواند شيطان، افرادي را كه در طول قرن هاي متمادي به هر طريق گمراه كرده، هدايت كند؟!
پ نوشت ها :
1 - نساء (4) آيه 17.
2 - انعام (6) آيه 54.
3 - بحارالانوار، ج6، ص 32.
4 - يوسف (12) آيه 89.
5 - تفسير نمونه، ج6، ص 112 - 105، با تلخيص.
نرم افزار پرس و جو
توبه نصوح یعنی چه؟
توبه نصوح يعني چه ؟ و وجه نامگذاري آن چيست؟
پاسخ:
خداوند ميفرمايد: «ياايها الذين امنوا توبوا الي اللهِ توبةً نَصوحا...» اي كساني كه ايمان آوردهايد! به سوي خدا توبه كنيد، توبهاي خالص،....(1)
«نصوح» به معني خيرخواهي خالصانه است. لذا به عسل خالص، ناصح گفته ميشود. و توبه نصوح بايد خالص و محكم باشد. در حديثي پيامبر گرامي اسلام (2) فرمودند: «توبه نصوح آن است كه شخص توبه كننده به هيچ وجه بازگشت به گناه نكند، آن چنانكه شير هرگز به پستان باز نميگردد.(20) اين تعبير لطيف بيانگر اين است كه توبه نصوح چنان انقلابي در انسان ايجاد ميكند كه راه بازگشت به گذشته را به كلي بر فرد خطاكار ميبندد(3) از آنچه بيان شد وجه تسميه توبه نصوح نيز واضح ميشود.
پاورقي:
1- سوره تحريم. آيه 8.
2- مجمع البيان، ج 10، ص 318.
3- تفسير نمونه، چاپ 13، ج 24، ص 291 ـ 290.
برای پایداری در توبه چه باید کرد؟
قبل از هر چيز بايد تلاش و مجاهدت شما را براي بازگشت به مسير اصلي و صحيح و پشت پا زدن به برخي انحرافاتي كه در اثر غفلت كوتاه مدت تان رخ داده است، تحسين و تعظيم كنيم و از خداوند متعال توفيق بيشتري را براي شما طلب و آرزو كنيم.
مطمئنا با اين تلاش تان و حفظ خود از هرگونه كژي ثابت كرديد كه ، پاسدار كرامت انساني و ارزش هاي اخلاقي هستيد ولي همان طور كه فرموده ايد بايد در اين مسير ثابت قدم ماند و اين كار فقط در پرتو تلاش مضاعف خود و استعانت از خداوند متعال و توسل به روح ائمه اطهار(ع) امكان پذير است و ما مطمئن هستيم كه روح بلند آن عزيز در اين موفقيت شما نقش بسيار مهمي داشته و دارد. در اينجا مناسب بلكه لازم است مقداري درباره توبه و نقش آن و نيز لطف و رحمت واسعه الهي با شما صحبت كنيم. شما خوب مي دانيد كه همه گناهان , در اين دنيا قابل اصلاح و جبران و در نتيجه قابل بخشش و آمرزش الهي است در اين ميان نقش توبه در بازگشايي در سعادت و قرار گرفتن در مسير حق و اصلاح عملكردهاي غلط گذشته و گشودن دريچه اميد به روي انسان بسيار اساسي است. بسيار مي شود كه از انسان در طول زندگي و به ويژه در آغاز تربيت و اصلاح نفس، لغزش هايي سر مي زند، اگر درهاي بازگشت به روي او بسته شود مأيوس مي گردد و براي هميشه از راه مي ماند و لذا در مكتب تربيتي اسلام، توبه به عنوان يك اصل تربيتي با اهميت زياد مطرح است و اسلام از تمام گنهكاران دعوت مي كند كه براي اصلاح خويش و جبران گذشته از اين در وارد شوند.
حضرت سجاد(ع) در مناجات تايبين از مناجات هاي پانزده گانه (خمسه عشر) كه در مفاتيح الجنان مرحوم شيخ عباس قمي نيز آمده است به پيشگاه خداوند چنين عرضه مي دارد:
خدايا! تو كسي هستي كه دري به سوي عفوت بر روي بندگانت گشوده اي و نامش را توبه گذاشته اي و فرموده اي؛ بازگرديد به سوي خدا و توبه خالص كنيد. اكنون عذر كساني كه از ورود به اين در بعد از گشايش آن غافل شوند چيست؟
در روايات به قدري بر مسأله توبه تأكيد شده كه در حديثي از حضرت امام باقر(ع) مي خوانيم: «ان الله تعالي اشد فرحا بتوبه عبده من رجل اضل راحلته و زاده في ليله ظلما و فوجدها؛ خداوند از توبه بنده اش بيش از كسي كه مركب و توشه خود را در بيابان در يك شب تاريك گم كرده و سپس آن را مي يابد، شاد مي گردد» (تفسير نمونه، ج 24، ص 295).
و باز در روايتي ديگر از آن حضرت آمده است: «التائب من الذنب كمن لاذنب له والمقيم علي الذنب و هو مستغفر منه كالمستهزء؛ كسي كه از گناه توبه كند، همچون كسي است كه اصلا گناه نكرده است و كسي كه به گناه خود ادامه دهد در حالي كه استغفار مي كند مانند كسي است كه مسخره مي كند» (همان، ص 296).
حقيقت توبه همان پشيماني و ندامت از گناه است كه لازمه آن تصميم بر ترك گناه در آينده است و اگر گناه گذشته كاري بوده كه قابل جبران است بايد در صدد جبران برآيد و به اين ترتيب اركان توبه را مي توان در پنج چيز خلاصه كرد: 1. ترك گناه، 2. ندامت، 3. تصميم بر ترك در آينده، 4. جبران گذشته، 5. استغفار و طلب بخشش و مغفرت از خداوند.
بنابراين اگر طبق نكات فوق واقعا از عمل گذشته خود پشيمان شده ايد و هستيد، نگران نباشيد و بيشتر سعي و تلاشتان در اين زمينه باشد كه باه راه كارهاي ارائه شده، زمينه مجدد ارتكاب گناه را از بين ببريد و به تقويت ايمان خود بپردازيد كه ما در اينجا به آن راهكارها اشاره مي كنيم:
راه هاي تحصيل، تحكيم و تقويت ايمان:
1- تفكر پيرامون آيات و نشانه هاي خداوند در گستره هستي: توجه به اين نشانه ها، ياد خدا را در دل ها زنده مي كند و لطف و رحمت او را به ما يادآور مي شود و در نهايت بر دوستي و محبت ما به خدا مي افزايد. (ر.ك: سوره يس، آيات 23 تا 40).
2- توجه دائم به خداوند و ذكر و ياد او: حضور خداوند در خاطر ما، در همه لحظات زندگي، ارتباط ما را با او افزايش مي دهد و به تدريج به پيوندي استوار مي انجامد. يكي از حكمت هاي نمازهاي پنجگانه، زنده نگه داشتن ياد خدا در طول شبانه روز، در دل مؤمن است.
«يا ايها الذين آمنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا؛ اي كساني كه ايمان آورده ايد! خدا را بسيار ياد كنيد» (احزاب، آيه 41).
انجام برخي كارها مانند قرائت قرآن، دعا و زيارت، مطالعه سيره ائمه و همنشيني با نيكان و صالحان، ما را به ياد خدا مي اندازد.
برخي كارها نيز مانع توجه به خداوند است كه بايد اين موانع را كنار زد تا غفلت بر آن حاكم نشود.
قرآن كريم مي فرمايد: «ياد خدا دل هاي مؤمنان را مي لرزاند و هنگامي كه آيات الهي را گوش دهند، بر ايمانشان افزوده مي شود» (انفال، آيه 2).
3- توجه به نعمت ها و الطاف خدا نسبت به انسان: اگر در زندگي خود توجه كنيم، خود را غرق در نعمت هاي الهي خواهيم يافت. فلسفه آفرينش اين نعمت ها اين است:
ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند تا تو ناني به كف آري و به غفلت نخوري
(سعدي)
انسان بر خوان نعمت حق نشسته تا با يادآوري لطف او، ياد خدا را در دل زنده نگه دارد و قلب خود را به او نزديك تر كند.
4- انجام نيكي ها و دوري از بدي ها: هر عمل نيك دل را نوراني تر مي كند و برعكس هر گناه صفحه دل را تيره و كدر مي سازد. بايد بكوشيم با عمل به نيكي ها، دل خود را نوراني تر كنيم و با دوري از گناهان رشته محبت خود را با خدا استوار سازيم.
5- در انتخاب دوستان مذهبي و متدين و پاي بند به اصول اخلاقي و ارزشي دقت بيشتري كنيد، در عين حال اين افراد، شاد، با نشاط و اجتماعي باشند زيرا بيشترين عاملي كه معمولا در دوران جواني تأثيرگذار است گروه همسالان است. بنابراين دقت كافي در اين زمينه مبذول شود.
6- براي اوقات شبانه روز خود برنامه مناسبي بريزيد و سعي كنيد هرگز بيكار و يا براي مدت زيادي تنها نباشيد زيرا در زمان بيكاري و تنهايي شيطان بيشتر به سراغ افراد مي آيد.
7- نسبت به نماز به خصوص نماز اول وقت (به ويژه به جماعت) اهميت بيشتري دهيد. همان طور كه مي دانيد نماز انسان را از فحشاء و منكرات باز مي دارد و اين وعده حق الهي است.
8- هر روز سعي كنيد آياتي از قرآن را تلاوت كنيد (حداقل يك حزب قرآن) و ثواب آن را به روح گذشتگان هديه كنيد.
9- مطالعه كتب اخلاقي و تفكر در آيات قرآن نقش تعيين كننده اي در بازداري انسان از ارتكاب گناه دارد.
10- در پايان هر روز به محاسبه رفتار و افكارتان بپردازيد. در صورت موفقيت خود را تشويق كنيد و در صورت مشاهده هرگونه كژي، خود را تنبيه يا سرزنش كنيد و تصميم بگيريد بلافاصله آن را جبران كنيد.
بعضی از عوامل گرفتار شدن به گناه :
1- آشکار نبودن کیفر گناه
2- فوری و محس بودن لذات گناه و مشکل بودن مخالفت با آن
3- غلبه آرزوی دراز و امید به زنده ماندن
4- چشم دوختن به فضل الهی و عفو پروردگار
راه غلبه بر امور یاد شده فکر کردن است . کسی که بیندیشد مرگ نزدبک است و چه بسا فرصت توبه کردن را پیدا نکند و عاقبت گناه را رد نظر بگیرد ، از لذات آنی گناه چشم پوشی می کند و دامن خود را با معصیت الوده نمی سازد . بعضی بزرگان ، راهکارهای مشخصی جهت عدم بازگشت به گناه و نشکستن توبه پیشنهاد کرده اند :
1- جداشدن از محیط گناه و عدم شرکت در مجالس معصیت
2- تجدید نظر در دوستان و معاشران
3- یاد خدا
4- پیش چشم قرار دادن آثار مرگبار گناه
5- انیشه درسرگذشت گناهکاران
6- توجه به الطاف و عنایت پروردگار و توبه کاران
7- پرکردن اوقات فراغت
8- مبارزه همیشگی با وسوسه های شیطانی
9- داشتن برنامه سبک برای ترک گناه
10- بازخواست و توجه به نفس
منبع : توبه " تولدی دوباره ، محمد سبحانی نیا